چناربن زارم کوشک1 :

چناربن زارم

چناربن زارم نام روستايی است در 75 كيلومتري جنوب بخش هزار


جريب شهرستان نكا واقع در استان مازندران.


اين روستا بعلت واقع شدن در دره ،داراي ويژگي جلگه اي و


كوهستاني است .


در فصل زمستان بعلت همجوار بودن با كوه هاي بلند منطقه، برف

خيز بوده و آب و هواي سرد دارد.


در بهار و تابستان آب و هواي خنك و ييلاقي دارد.در بهار با رويش


شكوفه درختان و سر سبز شدن چمنزار ها جلوه ی ديدني به خود


ميگيرند.


روستاي چناربن بعلت دارا بودن جنگل هاي وسيع داراي مكانهاي


خوبي براي تفريح و گردشگري ميباشد. داراي چشمه هاي متعدد


ميباشد.


آبشار چناربن در منطقه جنگلي بالادست روستا واقع است.


داراي حيات وحش منحصر به فرد ميباشد. محل زيست گاو نر


(مرال) و شوكا - خرس- گرگ- پلنگ- عقاب - خرگوش و ديگر وحوش


ميباشد.


از ديگر نقاط ديدني وباستانی ميتوان به تكيه ی امام حسین علیه


السلام كه  قدمتی بیش از 200 سال داردودر منطقه  زارم واقع


شده است اشاره كرد كه داراي امكاناتي چون آب - برق - سرويس


بهداشتي ميباشد.


اين روستا داراي مناظر زيبايي است كه جهت گردشگري بسیار


مناسب است .


دارای مردمانی خونگرم و مهمان نواز و سخت کوش می باشد.


از شما خواننده ی محترم و بزرگوار از همین جا دعوت بعمل می


آیدتا از منابع خدادادی اینجا بهرمند شوید.و دیدن نمائید.

 

 

 

علت نام گذاری روستا به نام چناربن

 

درروستای چناربن ٢درخت تنومند چنار

از درختان بی میوه ،دارای برگهای پهن و پنجه ای،

بلندیش تا ٣٠متر می رسد وبسیارپرشاخ و برگ و تناور

وسایه گستر می شود ،چوب آن محکم وبادوام وبرای

ساختن دروپنجره ومبل وسایر اشیاء چوبی بکار  میرود

وجود دارد شاید یکی از علتهای نام گذاری، وجود درخت

مربوطه در این روستا می باشد.

 

آمار رسمی جمعیت روستا بر اساس سرشماری


سال ١٣٨٨ , تعداد خانوار : ٨٩

عنـــوان

کــــل

با ســـواد

بی ســـواد

کل جمعیت

342 نفر

197 نفر

117 نفر

جمعیت مردان

166 نفر

104 نفر

46 نفر

جمعیت زنان

176 نفر

93 نفر

71 نفر






























  

 

رمز آیه کهیعص(سوره مریم آیه1) :

  

کهیعص(سوره مریم آیه1)




ک: کربلاء؛   هاء: هلاک[شهادت]عترت؛


  یاء: یزید لعنه الله؛     ع: عطش حسین(ع)؛


   ص: صبر حسین(ع).


شیخ صدوق رحمه الله نقل می­کند که سعد


بن عبدالله قمی از وجود مبارک امام عصر


روحی فداه پرسید:


یابن رسول­الله! تأویل این آیه شریفه را برای


من بفرمایید.


حضرت فرمود: این حروف از اخبار غیبی


است که خدا به بنده­اش زکریا اطلاع داد


سپس قصه آن را به


محمد(ص) هم فرمود و قضیه این بود که


زکریا از خدای­تعالی درخواست نمود که اسماء


خمسه را به او


تعلیم دهد. پس جبرئیل بر او نازل شد و آن


اسماء را به او تعلیم داد.


زکریا وقتی نام محمد(ص) و علی و فاطمه


و حسن علیهم­السلام را شنید، غم و غصه­


اش برطرف شد ولی


وقتی نام حسین(ع) را شنید، بغض گلویش


را گرفت و اشکش جاری شد.


پرسید: خدایا! علت چه بود که نام آن چهار


نفر علیهم­السلام را که شنیدم از غم و غصه


رها شدم ولی


با شنیدن نام حسین(ع) اشکم جاری شد؟


خدای­تعالی قصه حسین(ع) را برای او گفت و


فرمود:کهیعص؛ کاف اسم کربلاست، و هاء


هلاک


[شهادت]عترت است، یاء یعنی یزید لعنه


الله که به او ظلم می­کند، عین یعنی عطش



حسین(ع) و


صاد، صبر اوست.


زکریا وقتی این را شنید سه روز در مسجد



ماند و نمی­گذاشت کسی به مسجد وارد


شود و مدام گریه می


کرد و این چنین ندبه می­نمود:


خدایا! آیا چنین فاجعه­ای بر  بهترین خلق تو


به خاطر فرزندش، وارد می­شود؟


آیا چنین بلا و مصیبت جانکاهی به او می­


رسد؟


آیا علی و فاطمه(ع)، لباس عزاء و مصیبت


بر تن می­کنند؟


خدایا چگونه اجازه می­دهی چنین مصیبت


گرانی به ساحت مقدس آن دو بزرگوار


برسد؟


سپس عرض کرد: خدایا! در این سن پیری


به من فرزندی عطا فرما که چشمم به او


روشن شود و او را


وارث و وصی من قرار بده و او را برای من به


منزله حسین(ع)قرار بده و مرا به محبت او و



به مصیبتی


شبیه مصیبت فرزند حبیبت محمد(ص)


امتحان فرما!


پس خدای­تعالی یحیی را به او عطا فرمود که


حملش مانند حسین(ع) 6 ماه بود و دچار


مصیبتی شبیه


او شد. 

(تفسیر نورالثقلین، جلد3 ص 319)

 

 



 

حدیث شریف معراج پیامبر اکرم :

 

حجاب

ان المراته ریحانه : همانا زن گل است

حدیث شریف معراج پیامبر اکرم

 

حضرت امام زاده عبد العظیم الحسنی ‍(ع) (مدفون در شهر ری )روایت کرده است از امام نهم امام محمد تقی جواد الا ئمه (ع) از پدرش حضرت امام رضا (ع)از پدرش حضرت امام موسی کاظم (ع)از پدرش حضرت امام جعفر صادق (ع)از پدرش حضرت امام محمد باقر (ع) از پدرش حضرت امام زین العابدین (ع) از پدرش حضرت امام حسین سید الشهداء(ع) از پدرش حضرت امیر المومنین علی ابن ابی طالب(ع)  که آن حضرت فرمود :  روزی من و فاطمه  به خدمت حضرت رسول (ص) رفتیم و آن حضرت را بسیار گریان یافتیم  عرض کردم : پدرو مادرم به فدای تو باد یا رسول الله چه چیزی سبب گریه شما شده است ؟ فرمود یا علی شبی که مرا به آسمان بردند زنانی چند از امت خود را در عذاب دیدم پس از حالت آنها تعجب کردم و از شدّت عذاب آنها گریستم .

زنی را دیدم  :که به موهایش آویخته شده و مغز سرش میجوشید  .

زنی را دیدم:  که به زبانش آویخته و آب داغ جهنم در حلقش ریخته می شد.

و زنی را دیدم :که به پستان آویخته شده بود

و زنی را دیدم :که گوشت بدن خود را میخورد و آتش از زیر شعله می کشید .

و زنی را دیدم : که پاهایش به دستهایش بسته شده و مارها و عقرب ها بر او مسلط گردیده بودند .

و زنی را دیدم: که کر و کور و لال در تابوتی از آتش مغز سرش از بینی او بیرون می آمد و بدنش از (مرض) خوره و پیسی پاره پاره بود .

و  زنی را دیدم : که در تنوری از آتش به پاهایش آویزان بود.

و  زنی را دیدم : که گوشت بدن او از جلو و عقب  با قیچی ای آتشین بریده میشد .

و  زنی را دیدم : که صورت و دستهایش می سوخت و روده هایش را میخورد .

و  زنی را دیدم : که سرش سر خوک بود و بدنش بدن الاغ و بر او هزار هزار نوع بلا بود.

و زنی را دیدم :که به صورت سگ آتش در پشتش داخل میشد و از دهانش بیرون میامد و ملائکه سر و بدنش را با گرز های آتشین می کوبیدند .   حضرت فاطمه (ع) عرض کرد ای حبیب من و ای نور دیده من خبر دهید که عمل وروش ایشان چه بوده است که خدای تعالی  این نوع عذاب را بر ایشان مسلط گردانیده است ؟  حضرت رسول (ص) فرمود ای دخترم : آن زنی که به مو آویخته شده بود موی خود را از مردان نامحرم نمی پوشانده است .

و آن زنی که به زبان آویخته شده بود « با زبان» شوهرش را آزار میداده است .

و آن زنی  که به پستان آویخته شده بود از انجام وظائف زناشوی  خودداری می ورزیده است .

و آن زنی  که به پاهایش آویخته شده بود از خانه بی اجازه شوهر بیرون می رفته .

و آن زنی  که گوشت بدن خود را می خورد برای مردم زینت می کرده است .

و آن زنی  که دستهایش به پاهایش بسته شده بود و مار ها و عقرب ها بر او مسلط شده بودند او کسی است که خود را نمی شسته است و لباسهایش را پاک نمی کرده و غسل حیض و جنابت انجام نمی داده و بدنش را از نجاست ها پاک نمی کرده و نماز را سبک می شمرده است .

و آن زنی  که کور و کر ولال بود از زنا  فرزند پیدا کرده و به گردن شوهر خود میانداخته .

و آن زنی که گوشت بدنش با قیچی های آتشین قیچی میشد خود را به مردان (نامحرم) نشان میداده که با او رغبت کنند .

و آن زنی که صورت و بدنش میسوخت و روده های خود را میخورد زنی بود که مرد و زن نامحرم را به یکدیگر میرسانده  است .

و آن زنی که سرش سر خوک بود و بدنش بدن الاغ سخن چین و بسیار دروغگو بوده است . و آنکه به صورت سگ بود و آتش در پشتش داخل و از دهانش خارج میشد : خواننده و آوازه خوان و حسود بوده است . پس حضرت رسول (ص) فرمود وای بر زنی که شوهر خود را به خشم آورد و خوشا به حال زنی که شوهرش از او راضی باشد .

اکنون تو ای خواهر مسلمان یک مرتبه دیگر این حدیث شریف را بخوان و در روش و رفتار خود تجدید نظر بنما و سپس به دیگران راهنمائی کن و سعی کن با اعمال نیک و عفت و حجاب خود زینت اسلام باشی نه باعث آبرو ریزی اسلام!  .

* خواهران گرامی از پوشیدن لباسهای مهیج و نازک و آرایش کردن و عطر زدن نزد نامحرم (اگر چه از خوشان نزدیک باشند ) خصوصا در وقت  خروج از منزل جداً اجتناب فرمائید و سبب سخط و غضب خدای متعال و انحراف و فساد جامعه نشوید .

(مدارک حدیث شریف معراج)

1- عیون اخبارالرضا (ع) ج 2 ص10 تالیف عالم جلیل محدث کبیر شیعه مرحوم شیخ صدوق (ره) در گذشته به سال 381 ه ق . 2-بحار الانوار از عالم جلیل شیعه محدث کبیر و افتخار تشیع مرحوم علامه مجلسی (ره)درگذشته به سال 1111 ه ق . ج8 /309 و ج 103 /245 .  3-حیات القلوب (به زبان فارسی )ج2 ص292 از همان مولف جلیل.

 

استخوان آدم بی نماز :


استخوان آدم بی نماز شخصی آمد نزد حضرت رسول (ص) شکایت از فقر و نداری کرد حضرت فرمود مگر نماز نمی خوانی عرض کرد من پنج وقت نماز را به شما اقتدا می کنم حضرت فرمود مگر روزه نمی گیری عرض کرد سه ماه روزه می گیرم آن حضرت فرمود امر خدا را نهی و نهی خدا را امر می کنی یا به کدام معصیت گرفتاری ،عرض کرد یارسول لله حاشا و کلا که من خلاف فرموده خدا را بکنم حضرت متفکرانه سر به جیب (زیر)فرو برد ناگاه جبرئیل نازل شد عرض کرد یارسول الله حق تعالی سلام تو را می رساند و می فرماید در همسایگی این شخص باغی هست و در آن باغ گنجشکی آشیانه دارد و در آشیانه او استخوان بی نمازی می باشد به شومی آن استخوان از خانه این شخص برکت برداشته شده است و او را فقر گرفته است حضرت به او فرمود برو آن استخوان را از آنجا بردار بینداز دور آن مرد به فرموده آن حضرت عمل کرد بعد از آن توانگر شد.

                        تحفه الواعظین ج 1 صفحه 119



شهدای عزیزروستای چناربن زارم

 

امام خمینی (ره)

شهدا شمع محفل بشریتند ،

شهدا در قهقهه مستانه شان و در شادی وصولشان "عند ربهم یرزقون" اند و از نفوس مطمئنه ای هستند که مورد خطاب "فادخلی فی عبادی و ادخلی جنتی" پروردگارند.

این روستا در دوران دفاع مقدس ۶جوان عزیز و نمونه که سرآمد جوانان بودندرا درراه خدا و دین اسلام وحفظ کشور و اطاعت از امام راحل (ره)فدا نمود که نامهای مقدسشان به شرح ذیل می باشد:

١-شهیدمحمد حسن داناپور فرزند حاج حجت

 

 

 2-شهیداسماعیل طوسی فرزند حاج حسینعلی  

 

٣-شهیدمحمود اسماعیل نژاد فرزند حاج محمد قاسم 

 

 

۴-شهیدمحمد اقا اصغری فرزند حاج نادعلی


 

 

5-شهیدطلبه نعمت الله فغانی فرزند حاج فغانعلی  

 

 

۶-شهیدغلامرضا آقاجانی فرزند حاج هادی

  روحشان شاد و یادشان گرامی و راهشان پر رهرو باد

 جهت شادی روحشان و تمامی شهدای اسلام صلوات

 

اصول زندگی عاشورایی :

 

اصول زندگی عاشورایی

اصل اول: انصاف

قَالَ الأمام على عليه السلام:

اَلانصافُ أَفضَلُ الفَضائِلِ: انصاف، برترين ارزشهاست.

غررالحكم، ج1، ص203، ح805

 

اَلانصافُ يَرفَعُ الخِلافُ وَيوجِبُ الائتِلافَ :انصاف، اختلافات را از بين مي برد و موجب الفت و همبستگى مي‏ شود.

غررالحكم، ج2، ص30، ح1702

مهمترين نتيجه اين اصل آن است كه هرچه را براي خود مي پسندي براي ديگران هم بپسندي و هر چه را براي خود نمي پسندي براي ديگران هم نپسندي.

 

اصل دوم: خدمت به خلق

 

قَالَ رَسُولُ اللَّهِ (صلي الله عليه و آله):

إِنَّ اللَّهَ عَزَّ وَ جَلَّ فِي عَوْنِ الْمُؤْمِنِ مَا كَانَ الْمُؤْمِنُ فِي عَوْنِ أَخِيهِ الْمُؤْمِنِ: اگر مي‏خواهيد خدا به شما كمك كند، شما هم كمك حال مردم باشيد

.

قَالَ رَسُولُ اللَّهِ (صلي الله عليه و آله:(

مَنْ قَضَى لِأَخِيهِ الْمُؤْمِنِ حَاجَةً كَانَ كَمَنْ عَبَدَ اللَّهَ دَهْراً: كسى به ديگرى خدمت كند، مثل كسى است كه عمرى خدا را بندگى نمايد.

 

اصل سوم: عدالت

 

يَا أَيُّهَا الَّذِينَ آمَنُوا كُونُوا قَوَّامِينَ لِلَّهِ شُهَدَاءَ بِالْقِسْطِ وَلا يَجْرِمَنَّكُمْ شَنَآنُ قَوْمٍ عَلَى أَلَّا تَعْدِلُوا اعْدِلُوا هُوَ أَقْرَبُ لِلتَّقْوَى وَاتَّقُوا اللَّهَ إِنَّ اللَّهَ خَبِيرٌ بِمَا تَعْمَلُونَ.

مائده/8

 

رسول اكرم صلى‏ الله ‏عليه ‏و ‏آله و سلم:

عَدلُ ساعَةٍ خَيرٌ مِن عِبادَةِ سَبعينَ سَنَةً قِيامِ لَيلِها وَصِيامِ نَهارِها: ساعتى عدالت بهتر از هفتاد سال عبادت است كه شب‏هايش به نماز و روزهايش به روزه بگذرد.

مشكاة‏الانوار، ص 544

 

اصل چهارم: رعايت حقوق

 

حضرت علي عليه السّلام:

جَعلَ الله سُبحانه حُقوقُ عبادِهِ مُقدّمةً علَي حُقُوقهِ فَمنْ قامَ بِحقُوقُ عبادالله كانَ ذلك مؤدّياً الي القيامِ بِحقوقِ الله

خداوند حقوق بندگانش را مقدم بر حقوق خود قرار داده و كسي كه حقوق بندگانش را رعايت كند، حقوق الهي را نيز رعايت خواهد كرد.

ميزان الحكمة، ج 2، ص 480.

 

موسي ابن عمير از پدرش نقل مي كند كه امام حسين عليه السلام به من امر فرمودند: در ميان لشكريان اعلام نمايم كسي كه بدهكار است همراه و همرزم امام حسين عليه السلام نباشد، زيرا كسي كه بميرد در حالي كه تصميم نداشته باشد بدهي اش را بپردازد، وارد آتش جهنم مي شود.

 

اصل پنجم: محبت


امام صادق عليه السلام :
إنَّ اللّه‏َ عَزَّوَجَلَّ لَيَرحَمُ الرَّجُلَ لِشِدَّةِ حُبِّهِ لِوُلدِهِ: خداوند عزّوجلّ انسان را براى محبّت بسيار به فرزندانش مورد رحمت خود قرار مى‏ دهد.
مكارم الاخلاق، ص‏219


من اوثق عري الايمان ان تحب في الله و تبغض في الله: از محكم ترين نشانه هاي ايمان، اين است كه بخاطر خداوند دوست‏ بداري و بخاطر خداوند دشمن بداري.
بحارالانوار، ج ‏66، ص 239
 
و اين را هم نبايد فراموش نمود كه نتيجه محبت، اطاعت و پيروي است.
 
قول الله تعالي:
  قُلْ إِنْ كُنْتُمْ تُحِبُّونَ اللّهَ فَاتَّبِعُوني يحْبِبْكُمُ اللّهُ: بگو اگر خدا را دوست مي‏داريد، مرا پيروي كنيد، تا خدا شما را دوست بدارد.
آل عمران/31

 

اصل ششم: نصيحت

 

پيامبر اكرم صلى الله عليه و آله:

إنَّ أَعظَمَ النّاسِ مَنزِلَةً عِندَاللّه يَومَ القيامَةِ أَمشاهُم فى أَرضِهِ بِالنَّصيحَةِ لِخَلقِهِ: بلند مرتبه ترين مردم نزد خداوند در روز قيامت كسى است كه در روى زمين بيشتر در نصيحت و ارشاد مردم قدم بردارد.

كافى، ج2، ص 208، ح5

 

امام على عليه السلام:

مَن قَبِلَ النَّصيحَةَ سَلِمَ مِنَ الفَضيحَةِ: هر كس نصيحت را بپذيرد، از رسوايى به سلامت مى ماند.

غررالحكم، ج5، ص277، ح8344

 

پس فراموش نكنيم كه هم بايد نسبت به ديگران خيرخواهي داشته و هم خيرخواهي آنها را پذيرا باشيم.

 

اصل هفتم: وفاي به عهد

 

وَ الَّذِينَ هُمْ لِأَماناتِهِمْ وَ عَهْدِهِمْ راعُونَ: مؤمنان آنها هستند كه امانتها و عهد خود را مراعات مي كنند.

مؤمنون / 8

 

أَوْفُوا بِالْعَهْدِ إِنَّ الْعَهْدَ كانَ مَسْؤُلاً: به عهد (خود) وفا كنيد كه از آن سؤال مي شود.

اسراء / 34

 

رسول اكرم صلى الله عليه و آله:

مَن كانَ يُؤمِنُ بِاللّه  وَاليَومِ الآخِر فَليَفِ اِذا وَعَدَ: هر كس به خدا و روز قيامت ايمان دارد، هرگاه وعده مى دهد بايد وفا كند.

كافى، ج2، ص364، ح 2

 

امام حسن عليه السلام:

المَسؤولُ حُرّ حَتي يَعِد ، وَ مُستَرِقُ المَسئولِ حَتي يَنجَز: انسان تا وعده نداده ، آزاد است اما وقتي وعده ميدهد زير بار مسؤوليت ميرود و تا به وعده اش عمل نكند، رها نخواهد شد.

بحار الانوار، ج78، ص113

يادمان باشد بين وعده والدين به فرزند خردسال شان و مسئولين به مردم، تفاوتي در لزوم وفا نيست.

 

اصل هشتم: تغافل

امير مؤمنان علي عليه السلام مي فرمايند:

من اشرف اعمال الكريم غفلته عما يعلم: يكي از باارزشترين كارهاي انسان هاي كريم، «تغافل» از چيزهايي است كه از آن آگاهند.

نهج البلاغه،حكمت 219



من لم يتغافل و لا يغض عن كثير من الامور تنغصت عيشته: كسي كه «تغافل» و چشم پوشي از بسياري امور نكند، زندگي براي او ناگوار خواهد شد.

غرر الحكم و درر الكلم

از اين حديث و بعضي از احاديث ديگر، به خوبي موارد «تغافل» روشن مي شود ونشان مي دهد كه مربوط به امور مهم و سرنوشت ساز زندگي نيست، بلكه مربوط به امورجزئي و كم اهميت است كه در زندگي وجود دارد.

 

اصل نهم: گشاده رويي

امام على عليه السلام مي فرمايند:

حُسنُ البِشرِ يَذهَبُ بِالسَّخيمَةِ: گشاده رويى كينه را از بين مى برد.

كافى، ج2، ص 103

 

امام صادق عليه‏ السلام مي فرمايند:

اِنَّ لاَِهْلِ الْجَنَّةِ اَرْبَعَ عَلاماتٍ: وَجْهٌ مُنْبَسِطٌ وَ لِسانٌ لَطيفٌ وَ قَلْبٌ رَحيمٌ وَ يَدٌ مُعْطيَةٌ: اهل بهشت چهار نشانه دارند: روى گشاده، زبان نرم، دل مهربان و دستِ بخشنده.

المواعظ العدديه،
  ص230

 

اصل دهم: سخاوت و بخشش

رسول اكرم صلي الله عليه و آله مي فرمايند:

اَلسَّخىُّ قَريبٌ مِنَ الله، قَريبٌ مِنَ النّاسِ، قَريبٌ مِنَ الجَنَّةِ: سخاوتمند به خدا، مردم و بهشت نزديك است.

بحارالأنوار، ج73، ص308

امام على عليه السلام مي فرمايند:

اَلسَّخاءُ يُكسِبُ المَحَبَّةَ وَ يُزَيِّنُ الاخلاقَ: سخاوت، محبّت را به همراه مي آورد و اخلاق را زينت مي بخشد.

غررالحكم، ج2، ص1

 

حضرت فاطمه معصومه (سلام الله علیها):

حضرت معصومه سلام الله علیها

 

در بلندی مقام و مرتبه والای حضرت معصومه علیهاالسلام همین بس که ایشان مورد احترام و تقدیس امامان معصوم و پیشوایان آسمانی بوده است. از جمله مناقب و شرافت های افتخارآمیز آن بزرگوار، زیارتنامه ای مخصوص از طرف امامان معصوم می باشد که همراه با دستوری خاص در کیفیت زیارت ایشان آمده است.

گوهرکویر
در آسمان تاریخ، ستاره ای تابیدن گرفت که زائران حرم شریفش، هر صبح و شام جرعه نوش انوار مقدسش می گردند و در جوار او مِهر و وفا را از دامن سخاوتش برمی گزینند. آری، او مه پاره ای از وجود تابناک باب الحوائج، موسی بن جعفر علیه السلام است؛ معصومه ای که نه فقط پیروان دین، پاسدار حرمت اویند، که بیگانگان نیز در آستان حضرتش زانوی ادب می نهند. او پرورش یافته مکتبی است که در آن، مهربانی موج می زند و عشق دیوانی است که زیباترین غزلش، سروده های عاشقانه خواهری است در فراقِ رویِ تابانِ برادر که غربت را گزید تا محمل نشین کویِ رضا گردد؛ ولی تقدیر، او را به آشیانه عاشقان کشانید تا زمینی نهان در دل کویر، هم چو خورشید بتابد و رو به قبله طوس نمازِ عشق گزارْد.

شکوفه امامت
حضرت فاطمه معصومه علیهاالسلام در اول ذیقعده سال 173ق در مدینه منوّره به دنیا آمد؛ در خانه ای که پدر، هفتمین اختر تابان آسمان امامت و نهمین خورشید فروزان عصمت بود که به فرموده پیامبر اکرم صلی الله علیه و آله خداوند در شأنش فرمود: «موسی بن جعفر، بنده و دوست من و برگزیده من است». مادر ایشان نیز نجمه خاتون، از زنان پاک و والامقام عصر خود به شمار می آمد. از جمله مقامات والای نجمه خاتون این است که لیاقت یافت تا امام معصومی از او متولد گردد و بعد از تولد حضرت رضا علیه السلام به ایشان لقب طاهره دادند. در عبادت و پرهیزکاری این بانو آمده است که: نجمه خاتون به قدری به عبادت و مناجات و ذکر خدا علاقه داشت که در آن مدّتی که به حضرت رضا علیه السلام شیر می داد به بستگانش گفت: «مرا با یافتن دایه کمک کنید؛ زیرااز هنگام پرستاری و شیر دادن به این نوزاد، از اذکار و عبادت های همیشه ام کاسته شده است».

در حریم خورشیدحضرت معصومه علیهاالسلام در همان خردسالی، رشد، شناخت و علم بالایی داشت و سخن امام کاظم علیه السلام درشأن دختر والامقامشان حضرت معصومه علیهاالسلام ، ما را بیشتر با مقام والای آن بانوی بزرگوار آشنا می کند. روایت شده که روزی جمعی از پیروان حضرت موسی بن جعفر علیه السلام به مدینه وارد شدند تا مسایل از آن حضرت بپرسند، ولی وقتی به منزل امام رسیدند، خبردار شدند که ایشان در سفرند. بنابراین پرسش های خود را مکتوب به اهل بیت امام سپردند؛ ولی در نهایت تعجب دیدند حضرت معصومه که کودکی خردسالی بیش نبود، جواب پرسش هاشان را در کاغذی نوشته است. در هنگام بازگشت از مدینه، امام کاظم علیه السلام را در راه ملاقات کردند و ماجرا را به عرض آن حضرت رساندند. امام پس از مطالعه پاسخ های حضرت معصومه علیهاالسلام به نشان تمجید از دختر والا مقاشان سه بار فرمودند: «فداها أبوها؛ پدرش به فدایش باد».

در مکتب برادر
هنگامی که امام کاظم علیه السلام در سال 179 ق به دستور هارون الرشید عباسی زندانی شد، حضرت معصومه علیهاالسلام که کودک خردسالی بیش نبود، به فراق جانسوز پدر گرفتار گردید و پس از گذشت چهار سال دوری از پدر، خبر شهادت آن حضرت را برای آن بانوی بزرگوار آوردند. از این رو، ایشان از همان ابتدای دستگیری پدر، تحت سرپرستی برادرش حضرت رضا علیه السلام قرار گرفت و تا سال 200 ق، تحت تعلیمات و رهنمودهای برادری هم چون حضرت رضا علیه السلام بالنده گردید و به مقامات بسیار عالی از کمالات علمی، عرفانی و اخلاقی رسید. از این رو، حضرت رضا علیه السلام با این که نام آن بانو، فاطمه بود، او را معصومه خواند و با این لقب، مقام علمی و طهارت نفس ایشان را آشکار ساخت و با صراحت فرمود: «هر کس معصومه را در قم زیارت کند، مانند کسی است که مرا زیارت کرده است».

ناموس کبری
در بلندی مقام و مرتبه والای حضرت معصومه علیهاالسلام همین بس که ایشان مورد احترام و تقدیس امامان معصوم و پیشوایان آسمانی بوده است. از جمله مناقب و شرافت های افتخارآمیز آن بزرگوار، زیارتنامه ای مخصوص از طرف امامان معصوم می باشد که همراه با دستوری خاص در کیفیت زیارت ایشان آمده است.

پنجره ای رو به بهشت
یکی از واژه های مقدّس و آشنا در قاموس دین «زیارت» است که از آداب دین شمرده می شود. از رسول خدا صلی الله علیه و آله در این باره روایت است که: «هر کس من یا یکی از فرزندانم را زیارت کند، روز قیامت به دیدارش خواهم رفت و او را از ترس های آن روز نجات خواهم داد...». زیارت فاطمه معصومه علیهاالسلام نیز از این قاعده مستثنا نیست. از این روست که در زیارتنامه ایشان، آن بانوی والامقام را با نام دختر رسولِ خدا می خوانیم. هم چنین روایات متعدد امامان معصوم که برای زائر این بانوی بزرگوار وعده بهشت داده شده، خود چراغی است فروزان برای روشنایی راه زائران کوی آن حضرت. امام صادق علیه السلام فرمود: «زیارت حضرت معصومه، برابر با بهشت است».

تربت پاکزیارت حضرت معصومه علیهاالسلام اختصاصی به شیعه ندارد؛ بلکه براساس آثار بعضی از گذشتگان مانند شیخ عبدالجلیل قزوینی رازی، اهل سنت و دانشمندان آنان نیز به زیارت بانوی بهشتیان می رفتند. او می نویسد: «اهل قم به زیارت فاطمه بنت مطهره موسی بن جعفر می روند، و ملوک و اُمرا و علمای حنفی و شافعی نیز به زیارت آن تربت تقرّب می نمایند». عشق و علاقه قلبی و عمیق دلدادگان اهل بیت پیامبر علیهم السلام به زیارت کریمه خاندان وحی حضرت معصومه علیهاالسلام چنان است که علمای بزرگ و طراز اول را نیز به تواضع و فروتنی به مقام والای آن بانو وا می دارد. آن جمله می توان به حالات استاد اخلاق و عرفان، میرزا جوادآقا ملکی تبریزی اشاره کرد که برای رفتن به زیارت حضرت معصومه علیهاالسلام بسیار جدّیّت داشت و همه روزه به حرم مطهر مشرف می شد.

آخرین وداع
پس از آن که امین در سال 198ق به دست سپاه برادر خود مأمون کشته شد، مأمون در خراسان به عنوان هفتمین خلیفه عباسی بر مسند خلافت نشست، ولی ارکان حکومتش از جهاتی متزلزل بود. وی برای استحکام حکومت خود، تصمیم گرفت حضرت رضا علیه السلام را از مدینه به خراسان بیاورد. از این رو با اصرار و پافشاری بسیار بر ولایتعهدی، امام رضا علیه السلام را ناگزیر کرد که به سوی خراسان حرکت کند. امام نیز در هنگام خروج از مدینه، افراد خانواده و بستگانش، از جمله حضرت معصومه علیهاالسلام را به حضور طلبید و به آن ها فرمود: «هم اکنون برای من گریه کنید تا صدای گریه شما را بشنوم؛ زیرا من دیگر از سفر برنمی گردم». با حرکت امام رضا علیه السلام از مدینه به خراسان، حضرت معصومه علیهاالسلام به فراق دیگری که از جهاتی جانسوزتر از فراقِ پدرش بود، مبتلا گردید و یگانه مونس و معلّمش را از دست داد. در واقع می توان این سخن امام رضا علیه السلام را آخرین وداع ایشان با خواهرش حضرت معصومه علیهاالسلام دانست که همانند وداع آخرینِ امام حسین علیه السلام در روز عاشورا با خواهرش زینب کبری علیهاالسلام بود.

به سوی یار
در سال 201ق، یک سال پس از سفر تبعید گونه امام رضا علیه السلام به خراسان، حضرت فاطمه معصومه علیهاالسلام همراه عدّه ای از برادران و برادرزادگان خود، به قصد دیدار برادر و تجدید عهد با امام زمان خویش راهی دیار غربت شد. وقتی به شهر ساوه رسیدند، عده ای از مخالفان اهل بیت با مأموران حکومتی همراهی نموده و با همراهان حضرت به نبرد و جنگ پرداختند که تمام مردان کاروان به شهادت رسیدند و حضرت در مواجهه با این حادثه غم انگیز مریض و دردمند شد. در این زمان، اهالی قم به همراه عده ای به ریاست موسی بن خزرج به دیدار حضرت معصومه علیهاالسلام شتافتند. وقتی بدان جا رسیدند، جنازه شهدا را دفن کرده حضرت فاطمه معصومه علیهاالسلام را با کمال احترام و ادب وارد شهر قم کردند. حضرت در مدت چند روزه اقامت خود در قم، در منزل موسی بن خزرج مسکن گزید و بعد از شانزده یا هفده روز، از سرای فانی به دیار باقی شتافت.

در سوگِ خواهر
خبر شهادت حضرت معصومه برای حضرت رضا علیه السلام بسیار جانسوز و طاقت فرسا بود. از این رو، حضرت رضا علیه السلام در هر فرصتی از حضرت معصومه علیهاالسلام یاد می کرد. از جمله در تاریخ آمده است: سعد اشعری قمی در خراسان به محضر امام رضا علیه السلام رسید. حضرت به او فرمود: ای سعد! آیا در نزد شما از ما خاندان قبری هست؟ عرض کرد: قربانت شوم مرقد فاطمه دختر موسی بن جعفر را می گویی؟ فرمودند: آری، هر کس مرقد معصومه علیهاالسلام را در حالی که به حق و شأن او معرفت دارد زیارت کند، بهشت از برای اوست.

شفیعه روز جزا
شکّی نیست که داشتن حق شفاعت و رسیدن به این مقام عظیم، شایستگی لازم را می طلبد؛ چرا که خداوند شفاعت کسانی را می پذیرد که مورد اذن او باشند. این اذن هم به کسانی داده می شود که به مرتبه عالی از قرب الاهی رسیده باشند. از جمله کسانی که به شفیعه بودنش در روایات و آثار دینی تصریح شده، فاطمه معصومه علیهاالسلام است و در زیارت آن حضرت هم می خوانیم: «ای فاطمه معصومه! برای من نزد خدا درباره بهشت شفاعت کن».

دیار ابرار
جایگاه ممتاز و بی نظیر قم از نظر مذهبی و روحانی انکارناپذیراست؛ چرا که این شهر از آغاز موجودیّت تا امروز، در طول سیزده قرن پایتخت کشور دانش و فضیلت و سرچشمه جوشان حکمت و معرفت بوده است. خدمات برجسته و ارزنده دانشمندان قم در راه احیای آیین تشیّع و نشر معارف دینی و فرهنگ پربار اسلامی به حدّی بود که تاج کرامت ابدی دینی بر تارِک شریف آنان نهاده شده که: «اگر اهل قم نبودند، دین ضایع می شد».

از این رو، اهل قم همیشه مورد عنایات ویژه امامان معصوم بودند و سخنان ارزشمندی را در بیان عظمت قم و اهل آن فرمودند که به برخی از آن ها اشاره می کنیم:

امام صادق علیه السلام فرمودند: «هنگامی که همه ئ شهرها را فتنه ها فرا گرفت، برشما باد به قم و اطراف قم که بلاها از قم و اطراف آن دفع شده است».

حضرت علی علیه السلام فرمودند: «سلام خدا بر اهل قم، که اهل رکوع و سجده و خشوع و نماز و روزه و فقیه و دانشمندند».

برکات فاطمه معصومه علیهاالسلام تشریف فرمایی حضرت معصومه علیهاالسلام به قم، منشأ خیرات و برکات گوناگون و ماندنی برای قم شده است. پس از رحلت آن حضرت، دوستداران خاندان وحی از مشرق و مغرب جهان برای زیارت آن بانوی یگانه به قم می آیند و همین خود ارتباط بین قم و دیگر شهرهای اسلامی را فراهم آورده است. از دیگر برکات بی نظیر فاطمه معصومه برای شهر قم، تشکیل حوزه علمیه این شهر است که از دیرباز تاکنون، محل رفت و آمد علما و دانشمندان علوم مختلف اسلامی گردیده و به برکت آن، بزرگانی چون حضرت امام خمینی رحمه الله در آن پرورانده شده اند.

حدیث نور
درفرهنگ اسلامی محدثان و راویان راستین،همواره حرمت و منزلت ویژه ای داشته اند و در حفظ و حراست از گنجینه معارف و ارزش های دینی و رشد و تعالی فرهنگ غنی اسلامی، نقش چشم گیری ایفا نموده اند. یکی از والاترین عناوینی که نشان دهنده بلندی مرتبه علمی و آشنایی کریمه اهل بیت، حضرت فاطمه معصومه علیهاالسلام با معارف بلند اسلام است، محدثه بودن آن حضرت می باشد و بزرگان علم حدیث، احادیث و روایات رسیده از آن حضرت را در کتاب های خود نقل نموده اند. از جمله احادیثی که از آن بانو بیان گردیده، حدیث غدیر و حدیث دوستی آل محمد صلی الله علیه و آله است که ایشان با چند واسطه از رسول خدا صلی الله علیه و آله نقل می فرماید: «بدانید هر کس که با محبّت آل محمد صلی الله علیه و آله بمیرد، شهید از دنیا رفته است».

نور دیده زهرا علیهاالسلام
این بارگاه قدس که از عرش برتر است    آرامگاه دختر موسی بن جعفر است 
پاکیزه گوهر صدف عصمتِ بتول             یعنی که نور دیده زهرای اطهر است 
والاتبار، خواهرِ سلطانِ دین، رضا            فخر زنانِ عالم و خاتون محشر است 
عزّت نگر که حرمت طواف حریمِ او          با حرمت طواف امامان برابر است 
جنات عدن اگرطلبی زین حرم درآی               کاین آستان عرش نشان، هشتمین دراست 
این جا نماز را به خشوع و ادب گزار        کاین فرشِ زیر پای تو را، جبریل پر است 

 

حریم خدا
ای خاک پاک قم چه لطیف و معطری         خاکی ولی ز ذوق و صفا بند گوهری 
گوهر کجا و شأن تو نبْوَد عجیب اگر           گویم ز قدر و منزلت ازعرش برتری 
بس باشد این مقام تو را ای زمین قم         مدفن برای دختر موسی بن جعفری 
یا فاطمه، حریم خدا، بضعه بتول                محبوبه مکّرمه حیّ داوری 
هستی تو دخت موسی و اخت رضا یقین    گردون ندیده هم چو پدر هم برادری 

 

 

 

شرایطی که موجب قطع شدن دست سارق میگردد:

شرایطی که موجب صدور حکم قطع دست سارقان می‌شود  

تاریخ : یکشنبه 25 مهر ماه سال 1389 در ساعت 10:18 PM

شرایطی که موجب صدور حکم قطع دست سارقان می‌شود

خبرگزاری فارس: طبق قوانین اسلام دست سارقان قطع می‌شود، برای اجرای این حکم شرایطی وجود دارد که در صورت فقدان هر یک از آنها، حد جاری نخواهد شد و مرتکب سرقت، شاید بر مبنای سایر قوانین قابل تعقیب و مجازات باشد.

به گزارش خبرنگار انتظامی فارس،‌ یکی از قدیمی ترین جرائم که شاید از همان پیدایش مفهوم مالکیت در جوامع بشری ارتکاب می یافته و معمولاً مجازات های سختی هم برای مرتکبان آن در نظر گرفته شده، جرم سرقت است.

امروزه در اکثر کشورهای جهان جرم سرقت به دلیل تنوع و گوناگونی آن به انواع مختلفی که هر یک شرایط خاص و مجازات مخصوص به خود را دارد، تفکیک شده است برای مثال: سرقت ساده، سرقت مسلحانه، سرقت از بانک ها و.... در کنار جرم سرقت برخی از اعمال مرتبط با این جرم نیز در دنیا واجد وصف مجرمانه هستند و قابل مجازات شناخته شده‌اند.

مهم ترین این قبیل اعمال، جرم مداخله در اموال مسروقه از طریق خرید و فروش مال مسروقه، مخفی کردن مال مسروقه و... است. سرقت در کشور ما انواع مختلفی دارد که معمولاً به سرقت‌های حدی و تعزیری تقسیم می‌شوند. سؤالی که برای بیشتر مردم پیش می‌آید این است که چرا دست سارقان قطع نمی‌شود؟ مگر احکام اسلام در قوانین کیفری ما نیامده‌اند؟
برابر متون شرعی و مقررات کیفری برای اجرای حد سرقت باید شرایطی وجود داشته باشد که در صورت فقدان هر یک از آنها، حد جاری نخواهد شد و مرتکب سرقت، شاید بر مبنای سایر قوانین قابل تعقیب و مجازات باشد.

برای مثال:

- سارق باید بالغ باشد.

- سارق به سرقت وادار نشده باشد و بداند و آگاه باشد که مال دیگری را می رباید.

- سارق بداند که این عمل حرام است و صاحب مال، مال را در حرز قرار داده باشد (مقصود از حرز مکانی است که مال برای محافظت در آن قرار می گیرد. برای مثال گاوصندوق برای جواهرات، حرز است.)

- سارق در حالت اضطرار سرقت نکرده باشد (مجبور به سرقت نشده باشد).

- سرقت در سال قحطی صورت نگرفته باشد.

- سارق مال را به قصد دزدی برداشته باشد.

- مال مسروقه در حرز متناسب قرار گرفته باشد (مال مسروقه در جایی قرار نداشته باشد که انتظار وجود آن در محل نمی رفت).

- مال مسروقه از اموال دولتی و وقف نباشد و...


با این مثال‌ها متوجه می‌شویم که برای حد سرقت و قطع دست، باید مجموعه شرایطی با هم وجود داشته باشد در حالی که معمولاً جمع این شرایط با یکدیگر کمتر اتفاق می‌افتد.
البته این بدین معنا نیست که سارق مطابق سایر مقررات قابل تعقیب و مجازات نباشد گذشته از تمام این موارد، حتی اگر تمام این شرایط با هم وجود داشته باشند برای اجرای حد نیز شرایطی وجود دارد، از جمله اینکه صاحب مال پیش از شکایت، سارق را نبخشیده باشد یا سارق قبل از اثبات جرم از این گناه توبه نکرده باشد.

غیر از مواردی که گفته شد سرقت‌هایی وجود دارند که به آنها در اصطلاح «سرقت‌های تعزیری» می‌گویند یعنی سرقت‌هایی که مجازات قطع دست ندارند که به اختصار به هر یک می‌پردازیم:

سرقت مقرون به آزار یا به طور مسلحانه:
هرگاه سرقت همراه با آزار باشد یا سارق مسلح باشد به حبس از سه ماه تا 10 سال و شلاق تا 74 ضربه محکوم می‌شود. اگر سارق هنگام سرقت مرتکب آسیب بدنی نیز شود علاوه بر مجازات جرح، به حداکثر مجازات یعنی 10 سال حبس و 74 ضربه شلاق محکوم خواهد شد.

سرقت مقرون به پنج شرط مشدد:
هرگاه سرقت جامع شرایط حد نباشد ولی مقرون به تمامی شرایط زیر باشد، مرتکب به پنج تا 20 سال حبس و تا 74 ضربه شلاق محکوم خواهد شد:
الف- سرقت در شب واقع شده باشد.
ب- سرقت توسط دو نفر یا بیشتر انجام شده باشد.
ج- یک یا چند نفر از سارقان حامل سلاح ظاهر یا مخفی بوده باشند.
د- سارقان از دیوار بالارفته یا حرز را شکسته یا کلید ساختگی به کار برده باشند یا اینکه عنوان یا لباس مستخدم دولت را اختیار کرده یا برخلاف حقیقت خود را مأمور دولتی قلمداد کرده یا در جایی که محل سکنی یا مهیا برای سکنی یا توابع آن است، سرقت کرده باشند.
هـ- در ضمن سرقتی کسی را آزار یا تهدید کرده باشند.

سرقت مسلحانه از منازل: هرگاه یک یا چند نفر برای سرقت وارد منزل یا مسکن اشخاص شوند و حداقل یک نفر از آنها حامل اسلحه باشد یا هیچ یک مسلح نباشند اما در موقع سرقت در مقام هتک ناموس برآیند، به مجازات اعدام یا حبس ابد محکوم خواهند شد.

در صورتی که ساکنان منزل یا مسکن در مقام دفاع از مال یا جان یا ناموس برآیند یا برای جلوگیری از ربوده شدن مال در محل سرقت مرتکب قتل یا جرح یا ضرب سارقان شوند، از مجازات معاف هستند. اگر سارقان به اخطار ماموران توجه نکنند و تسلیم نشوند و در نتیجه فرار آنها و تیراندازی ماموران مجروح یا کشته شوند ماموران از مجازات معاف خواهند بود.

سرقت مسلحانه از بانک ها، صرافی ها یا جواهرفروشی ها:


هرگاه دو یا چند نفر با برنامه ریزی و مواضع قبلی، وجه نقد یا اوراق بهادار یا سایر اشیای قیمتی را از بانک ها، صرافی ها و جواهرفروشی ها سرقت کنند و لااقل یک نفر از سارقان مسلح به سلاح سرد یا گرم ظاهر یا مخفی، پر یا خالی باشد، چه از آن استفاده کند و چه نکند، در صورت وقوع سرقت به حبس ابد و در صورت وقوع قتل به اعدام محکوم خواهند شد.

هرگاه به رغم میل سارقان هیچ یک از این دو نتیجه یعنی سرقت و قتل از عمل آنان حاصل نشود، هر یک از آنها به حبس از 10 الی 15 سال محکوم خواهند شد ولی اگر اراده آنان در عدم تحقق قتل یا سرقت مؤثر باشد، به حبس از دو تا پنج سال محکوم می‌شوند.

سرقت از موزه ها یا مکان های تاریخی و مذهبی:
هر کس اشیا، لوازم، مصالح و قطعات آثار فرهنگی و تاریخی را از موزه ها، نمایشگاه ها، مکان های تاریخی و مذهبی و سایر مکان هایی که تحت نظارت و حفاظت دولت است سرقت کند یا با علم و آگاهی به مسروقه بودن آنها را بخرد یا پنهان کند، به یک تا پنج سال حبس محکوم خواهد شد.

سرقت وسایل و متعلقات مربوط به تاسیسات مورد استفاده عمومی:


سرقت وسایل و متعلقات مربوط به این تاسیسات که مورد استفاده عمومی قرار می گیرند، مجازات حبس دارد: تاسیسات آب، برق، گاز و... که با هزینه یا سرمایه دولت یا سرمایه مشترک دولت و بخش غیردولتی یا به وسیله نهادها و سازمان های عمومی غیردولتی یا موسسات خیریه مانند کمیته امداد ایجاد یا نصب شده باشد. مجازات حبس در این موارد از یک تا پنج سال است و اگر سارق از کارکنان سازمان مربوط باشد به حداکثر حبس یعنی پنج سال محکوم می شود.

کیف زنی یا جیب بری:


سرقت از طریق کیف زنی یا جیب بری و امثال آن دارای مجازات حبس از یک تا پنج سال و شلاق تا 74 ضربه است.

سرقت از مناطق حادثه زده:


هرگاه سرقت در مناطق سیل یا زلزله زده یا جنگی یا آتش سوزی یا در محل تصادف رانندگی صورت پذیرد، سارق به حبس از یک تا پنج سال و شلاق تا 74 ضربه محکوم خواهد شد.

سرقت مقرون به یکی از شرایط مذکور در قانون:


در صورتی که سرقت جامع شرایط حد نباشد و همراه با یکی از شرایط زیر باشد، سارق به حبس از شش ماه تا سه سال و تا 74 ضربه شلاق محکوم خواهد شد:
الف- سرقت در محل سکنی یا مهیا برای سکنی یا در توابع آن یا در محل های عمومی از قبیل مسجد و حمام و... اینها واقع شده باشد.
ب- سرقت در جایی واقع شده باشد که در آن درخت، بوته، پرچین یا نرده قرار گرفته و سارق آن را شکسته باشد.
ج- سرقت در شب واقع شده باشد.
د- سارقان دو نفر یا بیشتر باشند.
م- سارق مستخدم بوده و مال مخدوم خود را دزدیده باشد یا مال شخص دیگری را از منزل مخدوم خود یا منزل شخص دیگری که به اتفاق مخدوم به آنجا رفته برباید یا شاگرد یا کارگر باشد و از محلی که معمولاً محل کار وی بوده از قبیل خانه، دکان، کارگاه، کارخانه و انبار سرقت کرده باشد.
ن- هرگاه اداره کنندگان هتل، مسافرخانه، کاروان سرا و کاروان و به طور کلی کسانی که به اقتضای شغل اموالی در دسترس آنهاست تمام یا قسمتی از آن را مورد دستبرد قرار دهند.

سرقت یا استفاده غیرمجاز از آب، برق، گاز، تلفن:


هر کس بدون پرداخت حق انشعاب و اخذ انشعاب آب، برق، گاز و تلفن از این منابع استفاده غیرمجاز کند، علاوه بر جبران خسارت وارده به حبس تا سه سال محکوم خواهد شد.

مداخله در اموال مسروقه:


بیشتر سارقان به امید اینکه بتوانند مال مسروقه را به پول تبدیل کنند مرتکب سرقت می شوند از این رو شاید یکی از راه های موثر در پیشگیری از وقوع سرقت، جلوگیری از خرید و فروش اموال مسروقه باشد.

برابر قانون هر کس با علم و اطلاع یا با وجود قرائن اطمینان آور به اینکه مال در نتیجه ارتکاب سرقت به دست آمده آن را تحصیل، مخفی یا قبول کند یا مورد معامله قرار دهد به حبس از شش ماه تا سه سال و تا 74 ضربه شلاق محکوم خواهد شد.
در صورتی که متهم معامله اموال مسروقه را حرفه و پیشه خود قرار داده باشد، به حداکثر مجازات محکوم خواهد شد.

وظیفه سارق در مقابل مالباخته:
برابر قانون در تمامی موارد سرقت و ربودن اموال، دادگاه علاوه بر تعیین مجازات، سارق یا رباینده را به رد (بازگرداندن ) عین مال مسروقه محکوم می کند و اگر عین آن وجود نداشته باشد سابق به رد مثل یا قیمت مال مسروقه یا ربوده شده و جبران خسارات وارده محکوم خواهد شد.

برای مثال اگر سارقی فرش نفیس 12متری کاشی آقای (الف) را برده باشد چنانچه عین مال موجود باشد حتی اگر در دست شخص دیگری باشد، مال ربوده شده به آقای (الف) برگردانده می شود. چنانچه فرش مزبور از بین رفته باشد، قیمت آن توسط کارشناس ارزیابی می شود که باید توسط سارق پرداخت شود. اگر سارق عین مال را برنگرداند یا قیمت آن را نپردازد، چنانچه مالی از او در دسترس باشد ضبط و به میزان محکومیت از مال ضبط شده برداشت می شود در غیر این صورت به تقاضای مالباخته تا زمان پرداخت در حبس باقی خواهد ماند. حتی اگر مدتی محکومیت مجازات اصلی او تمام شده باشد، به علت عدم باز پس دادن مال مسروقه در بازداشت باقی خواهد ماند مگر آنکه برای دادگاه ثابت شود او معسر است یعنی دارایی اش برای پرداخت بدهی کافی نیست.

احکام مسجد  :


در احكام مساجد :

 

مسجد بنا نهادن وعمارت كردن ثواب عظيم دارد واز حضرت امام جعفر صادق عليه السلام منقولست :}{كه هر كس مسجدى بناكند خداى تعالى خانه در بهشت جهة او بنا ميكند}{ واحاديث در ثواب بنا كردن مسجد بسيار است وبدانكه چهل ويك امر تعلق بمسجد دارد :

دوازده امر سنت وهجده امر مكروه ويازده امر حرام:

اما دوازده امر سنت:: اول آنكه بناى مسجد بسيار بلند وبسيار پست نباشد . دوم آنكه طهارتخانه مسجد را نزديك درمسجد بسازند. سوم آنكه شخصى كه داخل مسجد ميشود اول پاى راست را پيش كند ووقتى كه از مسجد بيرون ميرود پاى چپ را .چهارم آنكه پيش از داخلشدن ملاحظه كفش خود كند كه نجس نباشد. پنجم آنكه در وقت داخل شدنبمسجد اين دعا بخواند بسم الله والسلام على رسول الله وصلوات الله وصلوات ملائكته على محمد وآل محمد والسلام عليهم ورحمة الله وبركاته رب اغفر لى ذنوبى وافتح لى ابواب فضلك . ششم آنكه در وقت بيرون رفتن نيز همين دعا بخواند . هفتم بر وضو بودن در وقت داخل شدن. هشتم آنكه چون داخل شود دو ركعت نماز تحيت مسجد بگذارد. نهم اكثر اوقات بمسجد تردد نمودن ومسجد را خوشبو گردانيدن . دهم در مسجد رو بقبله نشستن وحمد خداى بجاى آوردن وصلوات فرستادن وحاجت از خدا طلبيدن. يازدهم چراغ در مسجد روشن كردن چه از حضرت پيغمبر صلى الله عليه وآله منقول است كه هر كس در مسجدى چراغ روشن كند جميع ملائكه وحاملان عرش از جهة او استغفار ميكنند مادام كه آن چراغ روشن باشد. دوازدهم مسجد را جاروب كردن خصوصا در روز

پنجشنبه وشب جمعه واز حضرت امام موسى كاظم عليه السلام منقولست :كه حضرت پيغمبر صلى الله عليه وآله فرمود: كه هركس روز پنجشنبه يا شب جمعه مسجديرا جاروب كند و بمقدار سرمه كه بچشم ميكشند خاكروبه از مسجد بيرون كند خداى تعالى جميع گناهاناورا ميامرزد 

  اما هجده امر مكروه كه بمسجد تعلق دارد : اول آنكه ديوار مسجد كنگره داشته باشد. دوم   آواز در مسجد بلند كردن . سوم شمشير از غلاف بيرون كردن . چهارم در مسجد شعر خواندن . پنجم خواب كردن. ششم خريد وفروخت كردن. هفتم حكايت امور دنيا كردن .هشتم اطفال وديوانها را گذاشتن كه داخل مسجد شوند . نهم وضو كردن در مسجد از حدث وبول يا حدث غايط . دهم برهنه كردن عورتين ياناف ياران يازانو يازدهم قضا پرسيدن . دوازدهم شخصى را حد زدن . سيزدهم بر ديوار مسجد صورت چيزى كشيدن كه جان نداشته باشد مثل درخت وغيره. چهاردهم آب دهن يا بلغم در مسجد افكندن . پانزدهم داخل شدن شخصى در مسجد كه از دهن او بوى سير يا پياز آيد . شانزدهم مسجد را مكتب كردن. هفدهم بفعل آوردن اهل حرفت حرفت خودرا در مسجد بتخصيص سر تراشى هجدهم درمسجد تركى يا فارسى يا بزبان ديگر غير زبان عربى حرف زدن .

اما آن يازده امر كه حرامست :اول مسجد رابطلا نقاشى كردن . دوم سنگ ريزه كه فرش مسجد است از مسجد بيرون كردن. سوم در مسجد چيز نجس داخل كردن هر چند سرايت بمسجد نكند (1).  چهارم در نگ نمودن جنب وحايض ونفاس در مسجد.  پنجم فر شى كه وقف مسجد باشد در غير مسجد انداختن.  ششم چيزى را در مسجد طهارت دادن اگر چه در آب كر يا آبجارى باشد.  هفتم چيزى از زمين مسجد داخل ملك خود يا داخل كوچه كردن.  هشتم ميت در مسجد دفن كردن. نهم صورت جاندار در ديوار مسجد كشيدن. دهم مصالح مسجدى كه منهدم شود وقابل تعمير نباشد در غير مسجد بكار بردن.  يازدهم در مسجد درخت نشانيدن .

 

 

دعای روزهای ماه مبارک  رمضان :

دعای روز ۱ رمضان ۱۴۲۶

 

خدایا روزه مرا در این روز مانند روزه داران حقیقی که مقبول توست قرار ده ‏
و اقامه نمازم را مانند نمازگزاران واقعی مقرر فرما ‏
و مرا از خواب غافلان از یاد تو هوشیار و بیدار ساز ‏
و هم در این روز جرم و گناهم را بیدار ببخش ای خدای عالمیان ‏
و از زشتیهایم عفو فرما ای عفو کننده از گناهکاران عالم.‏

 

اَللّهُمَّ اجْعَلْ صِیامی فیهِ صِیامَ الصّائِمینَ‎
وَ قِیامی فیِهِ قِیامَ القائِمینَ‎
وَ نَبِّهْنی فیهِ عَن نَوْمَةِ الغافِلینَ‎
وَهَبْ لی جُرمی فیهِ‎ ‎یا اِلهَ العالمینَ‎
وَاعْفُ عَنّی یا عافِیاً عَنِ المُجرِمینَ َ‎ ‎

 

دعای روز ۲ رمضان ۱۴۲۶

 

یارب چو در این ماه تو را مهمانم‎ ‎کن دور ز خشم و هم عذابت جانم‎
نزدیکم کن به آنچه خوشنودی توست توفیق بده به‎ ‎خواندن قرآنم

 

اَللّهُمَّ قَرِّبْنی فیهِ اِلى مَرضاتِکَ
وَجَنِّبْنی فیهِ مِن سَخَطِکَ وَنَقِماتِکَ‎
وَ وَفِّقنی فیهِ لِقِرائَةِ ایاتِِکَ ، بِرَحمَتِکَ یا أرحَمَ‎ ‎الرّاحمینَ‎

 

دعای روز ۳ رمضان ۱۴۲۶

 

یا رب تو مرا قرین پیروزی کن‎
بیداری وهوشیاری ام روزی کن‎
دورم گردان‎ ‎ز شبهه و بی خردی‎
امداد به خیر و توشه اندازی کن

 

اللهم ارزقنی فیه الذهن والتنبیه‎ ‎وباعدنی فیه من السفاهه و التمویه واجعل لی نصیبا من کل خیر تنزل فیه ‏بجودک یا اجود‎ ‎ین‎

 

دعای روز ۴ رمضان ۱۴۲۶

 

یا رب پی‎ ‎طاعتت مدد ببخش مرا‎
شیرینی ذکر یا احد بخش مرا‎
تا شکر وسپاس نعمتت را‎ ‎گویم‎
بینایی بی شمار و حد بخش مرا‎ ‎

 

اَللّهُمَّ قَوِّنی فیهِ عَلى اِقامَةِ اَمرِکَ‎
وَ اَذِقنی فیهِ حَلاوَةِ‎ ‎ذِکْرِکَ‎
وَ اَوْزِعْنی فیهِ لِأداءِ شُکْرِکَ بِکَرَمِکَ‎
وَ‎ ‎احْفَظْنی فیهِ بِحِفظِکَ و َسَتْرِکَ یا اَبصَرَ النّاظِرینَ‎ ‎

 

دعای روز ۵ رمضان ۱۴۲۶

 

خدایا در این روز مرا از آمرزش جویان در گاهت قرار ده
وقرار ده مرا در این روز از بندگان شایسته وفرمانبردارت
و در این روزمرا ازدوستان نزدیکت قرار ده
به حق مهربانى ات اى مهربان ترین مهربانان.‏

 

اللهم اجعلنی فیه من المستغفرین
واجعلنی فیه من عبادک الصالحین القا نتین
واجعلنی فیه من اولیائک المقربین
بِرافَتک یا ارحم الراحمین

 

دعای روز ۶ رمضان ۱۴۲۶

 

خدایا مخواه در این روز در پى نافرمانیت روم
ومرا با تازیانه کیفر مجازات نکن
ودور وبرکنارم دار از موجبات خشمت
به حق احسان ونعمتهاى بى شمارت
اى نهایت علاقه واشتیاق مشتاقان.‏

 

اللهم لا تخلنی فیه لتعرض معصیتک
ولا تضربنی بسیاط نقمتک
وزحزحنی فیه من موجبات سخطک
بمنک و ایا د یک
یا منتهی رغبه الراغبین ‏

 

دعای روز ۷ رمضان ۱۴۲۶

 

خدایا مرا در این روز‎ ‎بر روزه گرفتن وعبـادت یاری فرما
ودر آن از بیهودگى وگناهان دور نما
و یادت‎ ‎را براى همیشه به من بچشان
به توفیقت اى راهنماى گمراهان‎.‎

 

اللهم‎ ‎اعنی فیه على صِیامه وقیامه
وجنبنی فیه من هفواته واثامه
وارزقنی‎ ‎فیه ذکرک بِدوامه
بتوفیقک یا هادی المضلین ‏

 

دعای روز ۸ رمضان ۱۴۲۶

 

خدایا در این روز ترحم بر یتیمان‏‎ ‎را نصیبم کن‎
ومرا بر اطعام مردمان ، افشاء سلام ومصاحبت کریمان توفیق ده
به فضلت اى پناه‎ ‎آرزومندان‎.‎

 

اللهم ارزقنی فیه رحمة الایتام‎
واطعام الطعام
وافشاء السلام
وصحبة الکرام
بِطولک یا ملجا‎ ‎الاملین

 

دعای روز ۹ رمضان ۱۴۲۶

 

خدایا در این روز برایم بهره اى از رحمت فراوانـت قرار ده
ودر آن مرا به براهین و راههای در خشانت راهنمائی کن
و‎ ‎عنانم را در جهت رضایت همه جانبه ات در دست گیر
به حق مهربانی و محبت ات اى آرزوى مشتاقان.‏

 

اللهم اجعل‎ ‎لی فیه نصیبا من رحمتک الواسعة
واهدنی فیه لبراهینک الساطعة‎
وخذ بناصیتی الى مرضاتک الجامعة
بِمحبتک یا امل‎ ‎المشتاقین

 

دعای روز ۱۰ رمضان ۱۴۲۶

 

خدایا مرا در این روز‏‎ ‎از متوکلان درگاهت قرار ده
و مقرر نما در این روز از کامروایان حضرتت و مقربان‎ ‎درگاهت باشم
به حق احسانت اى نهایت همت جویندگان

 

اللهم‎ ‎اجعلنی فیه من المتوکلین علیک
واجعلنی فیه من الفائزین لدیک
واجعلنی‎ ‎فیه من المقربین الیک
باحسانک یاغایه الطالبین

 

دعای روز ۱۱ رمضان ۱۴۲۶

 

خدایا در این‏‎ ‎روز مرا با نیکى دوست گردان
و فسق ونافرمانى را در نظرم ناپسند دار‎
و در آن‎ ‎خشم وسوزندگى ات را برمن حرام نما
به حق یاریت اى دادرس داد خواهان‎.‎

 

اللهمّ‎ ‎حَبّبْ الیّ فیهِ الإحْسانَ
وکَرّهْ الیّ فیهِ الفُسوقَ والعِصْیانَ
وحَرّمْ علیّ‎ ‎فیهِ السّخَطَ والنّیرانَ
بِعَوْنِکَ یا غیاثَ المُسْتغیثین

 

دعای روز ۱۲ رمضان ۱۴۲۶

 

خدایا‎ ‎در این روز مرا‎ ‎به حجاب و عفاف‎ ‎زینت ده
و مرا به جامه قناعت وخوددارى بپوشان
ودر آن مرا بر عدل وانصاف وادار نما
وآسوده ام دار در آن از هر چیز که می ترسم
به حق نگاهداری ات اى حافظ ترسندگان ‏

 

اللهمّ زَیّنّی فیهِ بالسّتْرِ والعَفاف
واسْتُرنی فیهِ بِلباسِ القُنوعِ‎ ‎والکَفافِ
واحْمِلنی فیهِ على العَدْلِ والإنْصافِ
وامِنّی فیهِ من کلِّ ما أخافُ‎
بِعِصْمَتِکَ یا عِصْمَةَ الخائِفین‏

 

دعای روز ۱۳ رمضان ۱۴۲۶

 

خدایا در این روز ازپلشتی و کثافت ، پاکیزه ام دار
و در این روز به آنچه برایم مقدر است صبور دار
ومرا در آن به ‏‎ ‎تقوى وهم نشینى با نیکان توفیق ده
به حق یاریت اى روشنى چشم مستمندان‎.‎

 

اللهمّ‎ ‎طَهّرنی فیهِ من الدَ نَسِ والأ قْذار
وصَبّرنی فیهِ على کائِناتِ الأ قْدار
ووَفّقْنی فیهِ للتّقى وصُحْبةِ الأبْرار
بِعَوْنِکَ یا قُرّةَ عیْنِ‎ ‎المَساکین

 

دعای روز ۱۴ رمضان ۱۴۲۶

 

خدایا مرا در ایـن روز بخاطر لغزشهایم سرزنش مکن
‏ ودر این روز از خطاها وبیهودگیهایم در گذر
ودر آن ، مرا‎ ‎نشانه تیر بلاها و آفات قرار مده
به حق عزتت اى عزت دهنده مسلمانان‎.‎

 

اللهمّ لا تؤاخِذْ نی‎ ‎فیهِ بالعَثراتِ
واقِلْنی فیهِ من الخَطایا والهَفَواتِ
ولا تَجْعَلْنی فیه غَرَضاً‎ ‎للبلا یا والآ فاتِ
ِبعِزّتِکَ یا عزّ المسْلمین

 

دعای روز ۱۵ رمضان ۱۴۲۶

 

خدایا در این روز فرمانبردارى فروتنان را روزی ام نما
و در آن سینه ام را به توبه دلدادگان ات فراخ فرما
به حق امان دادنت اى پناه ترسندگان.‏

 

اللهمّ ارْزُقْنی فیهِ طاعَةَ الخاشِعین
واشْرَحْ فیهِ صَدْری بإنابَةِ المُخْبتینَ
بأمانِکَ یا أمانَ الخائِفین

 

دعای روز ۱۶ رمضان ۱۴۲۶

 

خدایا در این روز مرا به موافقت اعمال و افکار نیکان عالم موفق بدار
و از رفاقت اشرار جهان دور گردان
و مرا در بهشت دارالقرار به رحمتت منزل ده
به حق الهیت و معبودیت ای خدای عالمیان.‏

 

اَللّهُمَّ وَفِّقْنی فیهِ لِمُوافَقَةِ‎ ‎الْأبرارِ‎
وَ جَنِّبْنی فیهِ مُرافَقَةِ الأشرارِ‎
وَآونی فیهِ‎ ‎برَحمَتِکَ إلى دارِ القَرارِ بإلهیَّتِکَ یا إله العالمینَ‎ ‎

 

دعای روز ۱۷ رمضان ۱۴۲۶

 

خدایا در این روز مرا به کارهاى شایسته واعمال نیک راهنماییم فرما
ودر آن ‏‎ ‎،‎ ‎حاجتها وآرزوهایم را برآور
اى آن که نیاز به تفسیر و سوال ندارد
اى داناى به آنچه در سینه‎ ‎هاى جهانیان است
درود فرست بر محمد و خاندان پاکیزه او

 

اللهمّ‎ ‎اهْدِ نی فیهِ لِصالِحِ الأعْمالِ
واقْـضِ لی فیهِ الحَوائِجَ والآمالِ
یا من لا‎ ‎یَحْتاجُ الى التّفْسیر والسؤالِ
یا عالِماً بما فی صُدورِ العالَمین
صَلّ على‎ ‎محمّدٍ وآلهِ الطّاهِرین

 

دعای روز ۱۸ رمضان ۱۴۲۶

 

خدایا آگاهم نما در آن براى‎ ‎برکات سحرهایش‎
وروشن کن در آن دلم را به پرتو انوارش‎
وبکار به همه‎ ‎اعضایم به پیروى آثارش به نور خودت اى روشنى بخش دلهاى حق شناسان

 

اَللّهُمَّ نَبِّهنی فیهِ لِبَرَکاتِ أسحارِهِ‎
وَ نوِّرْ قَلْبی بِضِیاءِ‎ ‎أنوارِهِ‎
وَ خُذْ بِکُلِّ أعْضائِی إلى اتِّباعِ آثارِهِ بِنُورِکَ یا‎ ‎مُنَوِّرَ قُلُوبِ العارفینَ‎ ‎

 

دعای روز ۱۹ رمضان ۱۴۲۶

 

خدایا دراین روز بهره مرا از برکات ماه مبارک رمضان افزون نما
و طریقم را در جهت نیل به سوى‎ ‎خیرهایش آسان نما
ومرا از درک نیکی های آن محروم ننما
ای راهنماى به سوى حـق آشکار‎ .‎

 

اللهمّ وفّرْ فیهِ حَظّی من بَرَکاتِهِ
وسَهّلْ سَبیلی الى خَیْراتِهِ‎
ولا تَحْرِمْنی قَبولَ حَسَناتِهِ
یا هادیاً الى الحَقّ‎ ‎المُبین

 

دعای روز ۲۰ رمضان ۱۴۲۶

 

خدایا در این روز درهاى بهشت را برویم بگشا
و درهاى آتش دوزخ را برویم ببند
و در آن براى تلاوت قرآن توفیقم ده
‏ اى نازل کننده آرامش در دلهاى مؤمنان.‏

 

اللهمّ افْتَحْ لی فیهِ أبوابَ الجِنانِ
واغْلِقْ عَنّی فیهِ أبوابَ النّیرانِ
وَوَفّقْنی فیهِ لِتِلاوَةِ القرآنِ
یا مُنَزّلِ السّکینةِ فی قُلوبِ المؤمِنین‏

 

دعای روز ۲۱ رمضان ۱۴۲۶

 

خدایا در این روز برایم راهنمایی در مسیر یافتن خوشنودی هایت قرار ده
ودراین روز شیطان را بر راهم قرار مده
‏ و بهشت را برایم منزل وآسایـشگاه قرار ده
اى‎ ‎برآورنده حاجتهاى جویندگان

 

اللهمّ اجْعَلْ لی فیهِ الى‎ ‎مَرْضاتِکَ دلیلاً
ولا تَجْعَل للشّیْطان فیهِ علیّ سَبیلاً
واجْعَلِ الجَنّةِ لی‎ ‎منْزِلاً ومَقیلاً
یا قاضی حَوائِجَ الطّالِبین

 

دعای روز ۲۲ رمضان ۱۴۲۶

 

خدایا در این ماه درهاى فضیلت خود را به رویم بگشا
و در آن برکاتت را بر من فرود آر
و مرا به موجبات خوشنودیت توفیق ده
ودر میان بهشتت مسکنم ده
اى اجابت کننده خواسته ها‎ ‎ودعاهاى بیچارگان‎.‎

 

اللهمّ افْتَحْ لی فیهِ أبوابَ‎ ‎فَضْلَکَ
وأنـْزِل علیّ فیهِ بَرَکاتِکَ
وَوَفّقْنی فیهِ لِموجِباتِ مَرْضا تِکَ‎
واسْکِنّی فیهِ بُحْبوحاتِ جَنّا تِکَ
یا مُجیبَ دَعْوَةِ‎ ‎المُضْطَرّین

 

دعای روز ۲۳ رمضان ۱۴۲۶

 

خدایا‎ ‎در این ماه مرا از گناه بشوی
و در آن از عیب ها پاکم نما
و دلم را در این ماه به‎ ‎پرهیزکارى آزمایش نما
‏ اى چشم پوش لغزشهاى گناهکاران

 

اللهمّ اغسِلْنی فیهِ من‎ ‎الذُّ نوبِ
وطَهِّرْنی فیهِ من العُیوبِ
وامْتَحِنْ قَلْبی فیهِ بِتَقْوَى القُلوبِ‎
یا مُقیلَ عَثَراتِ المُذْ نِبین

 

دعای روز ۲۴ رمضان ۱۴۲۶

 

خدایا‎ ‎امروز‎ ‎از تو می خواهم آن چه را خوشنودت سازد
وبه تو پناه مى برم از آن چه تو را‏‎ ‎بیازارد
ودر این روز از تو می خواهم که توفیق فرمانبرداری و سلب نافرمانى ات را به من عطا کنی
اى‎ ‎بخشنده سائلان‎.‎

 

اللهمّ إنّی أسْألُکَ فیه ما‎ ‎یُرْضیکَ
وأعوذُ بِکَ ممّا یؤذ یک
وأسألُکَ التّوفیقَ فیهِ لأنْ أطیعَکَ ولا أعْصیکَ
‎ ‎یا جَوادَ السّائلین

 

دعای روز ۲۵ رمضان ۱۴۲۶

 

خدایا‎ ‎‏ در این روز مرا دوست دوستانت ودشمن دشمنانت و پیرو راه و روش خاتم پیغمبرانت‎ ‎قرار ده‎
اى نگهدار دلهاى پیامبران‎.‎

 

اللهمّ اجْعَلْنی فیهِ محبّاً ‏‎ ‎لأ وْلیائِکَ
ومُعادیاً لأعْدائِکَ مُسْتَنّاً بِسُنّةِ خاتَمِ انْبیائِکَ
یا عاصِمَ‎ ‎قُلوبِ النّبییّن

 

دعای روز ۲۶ رمضان ۱۴۲۶

 

ای خدا در این روز سعیم را در راه اطاعت بپذیر ‏
و جزای خیر عطا فرما ‏
و گناهم را در این روز ببخش ‏
و عملم را مقبول و عیبم را مستور گردان
ای بهترین شنوای صدای خلق

 

اَلّلهُمَّ اجعَل سَعیي فیهِ مَشکُوراً ‏
وَ ذَنبي فیهِ مَغفُورا ‏
وَ عَمَلي فیهِ مَقبُولاً ‏
وَ عَیبي فیهِ مَستُوراً یا اَسمَعَ السّامعینًَ

 

دعای روز ۲۷ رمضان ۱۴۲۶

 

خداوندا در این روز فضیلت لیلةالقدر را نصیبم گردان
و تمام امور و کارهای مشکل را آسان کن ‏
و عذرهایم را بپذیر و وزر گناهم را محو و نابود ساز ای رئوف و مهربان در حق صالحان

 

اَلّلهُمَّ ارزُقني فیهِ فَضلَ لَیلَةِ القَدر ِ ‏
وَ صَیّر اُمُوري فیهِ مِنَ العُسر ِ الَي الیُسر ِ ‏
وَ اقبَل مَعاذیري وَ حُطَّ عَنّي الذَّنبَ وَ الوِزرَ یا رَؤُفاً بِعِبادِهِ الصالِحینَ

 

دعای روز ۲۸ رمضان ۱۴۲۶

 

ای خدا در این روز به اعمال نافله و مستحبات مرا بهره وافر عطا فرما
و به حاضر و آماده ساختن مسائل در حقم کرم فرما ‏و وسیله مرا بین وسایل و اسباب به سوی حضرتت نزدیک ساز
ای خدایی که سماجت و الحاح بندگان تو را (از کار لطف و بخشش) باز نخواهد داشت.‏

 

ااَلّهُمَّ وَ فُر حظّي فیهِ مِنَ اَلنَّوافِل ‏
وَ اَکرمني فیهِ باِ احضارِ المَسائِل ‏
وَ قَرّب فیهِ وَسیلَتي الَیکَ مَن بَین الوَسائِل یا مَن لا یَشغَلُهُ الحاحُ المُلِحّینَ

 

دعای روز ۲۹ رمضان ۱۴۲۶

 

خدایا در این روز مرا سراپا به رحمت خود در پوشان ‏
و هم توفیق و حفظ از گناهان روزی فرما ‏
و دلم را از تاریکی های مشکوک و اوهام پاک دار ای مهربان بر بندگان مومنت.‏

 

الّهُمَّ غَشَّني فیهِ بالرَّحمةِ وَ ارزُقني فیهَ التّوفیقَ‏
وَالعِصمةَ وَ طهَّر قَلبي من غَیاهِبَ التُّهمةِ یا رحیماً بعِبادهِ المُؤمِنینَ

 

دعای روز ۳۰ رمضان ۱۴۲۶

 

خداوندا در این روز مرا با جزای خیر و مقبول حضرتت آن گونه قرار ده که مورد پسند خود و رسولت واقع گردد ‏و فروع آن را به واسطه اصول آن که ایمان و توجه به توست محکم گردان ‏
به حق سید و آقای ما محمّد و خاندان پاکش ‏
و ستایش مخصوص پروردگار عالمیان است.‏

 

اَلّلهُمَّ اجعَل صیامي فیهِ باالشُّکرِ ‏
وَ القَبوُلِ علي مائَرضاهُ وَ یرضاهُ الرَّسوُلُ مُحکَمة فُرُوعهُ بالاُصُولِ ‏
بحَقِّ سَیّدِنا مُحَمَّدٍ وَ الِهِ الطّاهِرینَُ وَ الحَمدُ لِلهِ رَبِّ العالَمینَ